و اجعلنا من مقویة سلطانه.

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليک يا مولاي يا صاحب الزمان

لعن الله اعدائکم من الجن و الانس اجمعين

بابي انت و امي و نفسي لک الوقاء و الحمي

 

يک عمر دويديم و به کويت نرسيديم

دل از تو شکستيم ولي دل نبريديم

سلام عليکم و رحمة الله

 

در دعاي عصر غيبت از خداوند متعال مي‌خواهيم که

 

و اجعلنا في حزبه

ما را در حزب ايشان قرار ده

و نيز

و اجعلنا من مقوية سلطانه

ما را  جزء تقويت‌کنندگان سلطنت صاحب الزمان سلام‌الله‌عليه قرار ده

 

در حزب امام زمان عليه‌السلام جزء كساني كه به تقويت اين حزب مي‌پردازد به اندازه ذره‌اي ناچيز؛ واقعاً ناچيز. ولي به نظر رحمتشان به عبد ناچيز خود هستيم و مي‌گوئيم و مي‌نويسيم و مي‌ايستيم که شايد به اندازه ذره‌اي که به حساب نايد جزء تقويت‌کننده‌هاي سلطنت صاحب الزمان سلام‌الله‌عليه باشيم؛ مثل غباري در اين هواي خدمتگزاري؛ سر به زير، خاضع، منت‌پذير عطوفت و مهرباني بي‌پايانشان.

 

اللهم اني اجدد له في صبيحة يومي هذا و ما عشت من ايامي

عهداً و عقداً و بيعةً له في عنقي

لااحول عنها و لاازول ابداً

 

بي‌شک صاحب الزمان سلام‌الله‌عليه از ورع ما خشنود مي‌شوند که ديگر چه بود بهتر از اين؛ بدون ترديد از حسن خلق ما خشنود مي‌شوند؛ از حضرتشان مي‌خواهم که بنده و شما را در ورع از محارم  و داشتن حسن خلق ياري بفرمايند.

 

خدايا در فرج مولاي مهربان و غريب ما، حضرت ولي عصر سلام‌الله‌عليه تعجيل بفرما که موجب شادي ايشان و آل‌الله‌ سلام‌الله‌عليهم‌اجمعين است.

 

 

باید مولایم را از خداوند متعال التماس کنم.

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليک يا مولاي يا صاحب الزمان.

لعن الله اعدائکم من الجن والانس اجمعين.

بابي انت و امي و نفسي لک الوقاء و الحمي.

 

سلام عليکم و رحمة الله.

 

بايد مولايم را از خداوند متعال التماس کنم؛ در زمانه‌اي که معناي دعا فرق کرده است و ديگر نه از سر نياز و التماس که معناي مشترک همه ذهنهايمان از دعا کردن لقلقه زبانهايمان است همچون همه دعاکردن‌هاي ديگرمان، ديگر نبايد براي فرج دعا کرد که بايد التماس کرد و نبايد به ديگران گفت که براي فرج دعا کنند که بايد گفت التماس کنيد و التماس کنيم؛ با زاري، با نا نداشتن براي اينکه حتي بگويم اللهم عجل فرجه، که التماس اين توان‌بريده را شايد بتوان از نگاهش فهميد؛

يا راحم عبرة يعقوب عجل فرج مولانا صاحب الزمان.

و ارحم استکانتنا بعده...

به بيچارگيمان

درماندگيمان

رحم کن.

 

 

دنیا استاد فریب است و زینت آنچه مهم نیست.

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليک يا مولاي يا صاحب الزمان

لعن الله اعدائکم من الجن و الانس اجمعين

بابي انت و امي و نفسي لک الوقاء و الحمي.

 

سلام عليکم و رحمة الله.

 

اخباري را گروهي مهم جلوه مي‌دهند و همه سعي مي‌کنند از آنها باخبر شوند و بعد مشغول جزئيات آن خبر و فرعيات آن خبر شوند؛ حال آنکه وقتي دقت مي‌کني اصل آن خبر اصلاً به من مربوط نبوده است و اينگونه غافلانه مشغول امري مي‌شوم که لهو است و هيچ فايده‌اي ندارد.

دنيا استاد فريب است و زينت آنچه مهم نيست؛ مهم نشان دادن آنچه هيچ اهميتي ندارد و خداوند متعال به من هشدار داده است که:

 

فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا

دنيا شما را فريب ندهد.

 

اما من غافل خيلي زود فراموش مي‌کنم.

امروز مهم‌ترين خبر عالم چيست که من بايد صبح به صبح سايت‌ها را بررسي کنم تا ببينيم از آن خبري شده است يا نه؟ اخبار مهم عالم امروز براي من و ديگران چيست؟ ديگران چه اموري را مهم مي‌شمارند و من نيز به تبع آنان چه اموري را؟

اگر واقعي نظر کنيم، خبر عظيم عالم بي‌شک مربوط است به غيبت فرزند نبا عظيم؛ و خوب مشغولم به اموري ديگر. و چه بسا اين آيه شريفه در مورد من نيز مصداق داشته باشد که لعمرک انهم لفي سکرتهم يعمهون. گاهي مي‌شود يافت اين غفلت من به گونه‌اي است که چنان فرد مستي غاقل مي‌شوم و الا نوع دعا کردنم متفاوت مي‌بود. سوز دعاي من در اللهم عجل فرجه شاخص خوبي است که حواس قلبم به کجاست.

به وجود مقدس صاحب الزمان سلام‌الله‌عليه متوسل مي‌شوم که همه توجه مرا و دوستانشان را معطوف به خودشان و اموري که موجبات رضايت ايشان را فراهم مي‌نمايد، بدارند و يا صاحب الزمان به شما پناه مي‌برم که خداوند شما را پناه ما قرار داده است؛ پناهي در گرفتاري‌هاي خرد کننده.

خدايا در فرج مولاي ما صاحب الزمان سلام‌الله‌عليه تعجيل بفرما و ما را در دوران ظهور و غيبتشان جزء ياوران ايشان قرار ده.

 

 

دستهایی خالی خالی.

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليک يا مولاي يا صاحب الزمان

لعن الله اعدائکم من الجن و الانس اجمعين

بابي انت و امي و نفسي لک الوقاء و الحمي.

 

سفره دار کرمي، سايه سرمي،

مهربونتر از مادرمي...

 

سلام عليکم و رحمة الله.

 

اينکه من بدانم بايد صادق باشم به اين معني نيست که صادق هستم؛ با اين وجود گاهي خودم را فريب مي‌دهم و "تصور" مي‌کنم که صادق هستم. اين تصور کردن فعل اختياري من است و اتفاقاً مي‌فهمم که صداقتي نيست و فقط يک دل خوش کردن خود است؛ اين را مي‌توان فهميد.

 

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا«کهف-103» الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَهُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعًا«کهف-104»
بگو: «آیا به شما خبر دهیم که زیانکارترین (مردم) در کارها، چه کسانی هستند؟ آنها که تلاشهایشان در زندگی دنیا گم (و نابود) شده؛ با این حال، می‌پندارند کار نیک انجام می‌دهند!»

 

و "هم يحسبون" يعني خودشان امر را بر خودشان مشتبه کرده‌اند و فعل خودشان است؛ گاهي وقتي مي‌خواهم اين آيه عظيم را در مورد ديگران تحليل کنم به مشکل‌هاي فکري و کلامي برخورد مي‌کنم؛ ولي فقط کافي است به خودم نظر کنم و ببينم که چقدر در آنجا که مي‌دانم اخلاصي در کار نبوده است و نيات ديگري بوده است، در همان جا به اختيار خودم، به خودم قبولانده‌ام که مثلاً کار بااخلاص است. اين به خود قبولاندن، يعني "و هم يحسبون". و انسان به همين به خود قبولاندن نيز، آگاه است و جهل مرکبي نيست؛ که بل الانسان علي نفسه بصيرة و لو القي معاذيره؛ حال اين عذرهاي زيبا و قشنگ چه براي خودم باشد و چه براي ديگران؛ و چه بسا عذرهايي که براي نفس خودم مي‌آورم تا مثلاً خودم را توجيه کنم خطرناکتر باشد و حسرتش بالاتر که خودم، خودم را فريفته‌ام.

به واسطه اين خودفريبي‌ها، گمان ديگري در اين نفس شکل مي‌گيرد که مثلاً چقدر در اين خانه کار کرده‌ام و چقدر به فکر اين خاندان هستم و کلاً چقدر خوبم و چقدر بقيه خوب نيستند؛ شايد به لفظ خلاف اين را بگويم و بنويسم ولي نفسم همين را مي‌گويد و در اين مسير پيش مي‌روم و پيش مي‌روم و غافل از آنچه کرده‌ام و پوشانده‌اند و پوشانده‌اند و پوشانده‌اند... غافل غافل؛ غافل از اينکه سرشار از آلودگي هستم و تهي از حتي يک کار بااخلاص و صادقانه و در اين مسير با چه سرعتي پيش مي‌روم؛ و چقدر وحشت‌زا است چنين صحنه‌اي.

و از لطف و کرامت خود مرا در بين کساني قرار دادند که زبانشان با قلبشان يکي بود؛ صادق بودند و هستند؛ کمتر از آني نشان مي‌دهند که هستند. و من با چنان قلبي و چنان توهم و تصوري در بين اين صادقان قرار داده شده بودم تا کمي از آنها بياموزم و متذکر شوم و مودب شوم به ادب محبت و خدمت و بندگي؛ و اين نفس سرکش به جاي پندگيري از تک‌تک کلام و حرکات و سکنات ايشان، همچنان امر را بر خود مشتبه مي‌کرد؛ غافل غافل؛ و چقدر به انهم لفي سکرتهم يعمهون خودم را نزديک مي‌بينم؛ غفلتي که مستي گمراهي را برايم هديه آورد و بي‌شک مصداقي شدم از "و هم يحسبون انهم يحسنون صنعا".

اگر مرحمت نکنند و تکانم ندهند و از اين خواب اختياري بيدارم نکنند، به کجا مي‌روم؟ قل هل ننبئکم بالاخسرين اعمالا...

 همين که به من بفهمانند که چقدر دستهايم خالي است، همين يعني "لاناسين لذکرکم" حق است، حق حق. که فقط گوشه‌اي از اخلاص و تقوا و ورع "دوستانشان" را نشان مي‌دهند؛ "دوستانشان" که خيلي به خودم نزديک مي‌ديدم؛ نزديک که چه عرض کنم بلکه گمان مي‌کردم بايد پاي درس من بنشينند که چند جمله عربي بلدم و "شايد" آنها کمتر بلد باشند؛ که من اهل داد و بيداد هستم و آنها مهر کردند و دهانشان دوختند.

گاهي در همين وبلاگ هم، در زماني که مي‌خواستم تذکري باشد، از ضماير مخاطب "تو" و يا "ما" استفاده مي‌کردم؛ در حاليکه حق اين بود که فقط و فقط و فقط از "من" استفاده شود؛ که ساحت دوستان آل‌الله سلام الله‌عليهم‌اجمعين بسيار متعالي است که به اخلاص ابراز محبتهايشان و محبتهايتان به خداوند متعال توسل مي‌جويم تا بنده را نيز در بين ايشان و شما قرار دهد.

و حالا استغفارهايم نه فقط از معاصي که از اموري نيز است که گمان مي‌کردم خدمتگزاري بوده است و اين گمان فعل اختياري خودم بوده است؛ در حاليکه خودم به نفس خودم آگاه هستم.

فوا اسفاه من خجلتي و افتضاحي

و والهفاه من سوء عملي و اجتراحي

لک العتبي حتي ترضي

همين متذکر شدن به اينکه دستهايي خالي خالي خالي دارم يعني خيلي مهربانتر، خيلي خيلي آقاتر، خيلي خيلي خيلي جوانمردتر از آني هستند که گمان مي‌کردم؛ امام عصر سلام‌الله‌عليه خيلي آقاست؛ خيلي زياد. و همين کفايت مي‌کند بر شهادت به اينکه مولايم، "سفينه نجات" هستند براي "غرق شدگان" و مصباح الهدي هستند براي "گم شدگان".

اگر مرا به اين دستهاي خالي متذکر نمودند، و اينقدر آقا هستند، چه عيبي دارد که بخواهم مرا جزء شهيدان در محضرشان نيز قبول فرمايند و همينگونه که امروز مرا با همه بي‌صداقتي‌ها به رنگ کساني قرار داده‌اند که صادقانه از ايشان مي‌گويند، به آقايي‌شان طمع مي‌کنم که مرا به رنگ کساني قرار دهند که صادقانه فدايي ايشان هستند.

اگر کلامي مطرح شده است که موجب رنجش شما گرديده است، بنده را عفو بفرمائيد. و لطفاً عميقاً براي اين برادر خود، اگر لايق عنوان برادري براي شما بزرگواران باشم، طلب مغفرت بفرمائيد؛ در نماز، زياراتي که مشرف مي‌شويد، روضه‌ها و هر جا که حال مناسبي داشتيد، براي بنده طلب مغفرت بفرمائيد.

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمين.

 

يا رب انت الذي تکشف الضر و تجيب المضطر اذا دعاک و تنجي من الکرب العظيم

فاکشف الضر عن وليک و اجعله خليفة في ارضک کما ضمنت له.

 

 

و اقبل الینا بوجهک الکریم.

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليک يا مولاي يا صاحب الزمان

لعن الله اعدائکم من الجن و الانس اجمعين

بابي انت و امي و نفسي لک الوقاء و الحمي

 

جان در طلب صبح وصالت به کف ماست

قربان کسي کاورد اين طرفه خبر را

سلام عليکم و رحمة الله.

 

اللهم نسئلک بوجهک الکريم

خدايا تو کريم و سيد و مولايي و ما عبد فقير؛ از تو مي‌خواهيم که به وجه کريم خود به ما روي نمائي. و اقبل الينا بوجهک الکريم. خدايا، يا مبتدئا بالنعم قبل استحقاقها، ولي خود و مولاي ما صاحب الزمان سلام‌الله‌عليه و عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف را برسان؛ گرچه نه حالا و نه هيچ وقت ديگر لايق ايشان نيستيم و نخواهيم بود. به فضل خود، و ارحم استکانتنا بعده. به فضل خود اللهم اکشف هذه الغمة عن هذه الامة بحضوره

و عجل لنا ظهوره.

فلم ار مولي کريماً اصبر علي عبد لئيم منک علي يا رب

و اقبل الينا بوجهک الکريم.

 

 

نظر  کن نزد امام زمانت چگونه ای؟

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليک يا مولاي يا صاحب الزمان

لعن الله اعدائکم من الجن و الانس اجمعين

بابي انت و امي و نفسي لک الوقاء و الحمي.

 

سلام عليکم و رحمة الله

 

اصلاً عالم طوري خلق شده است كه صداقت در تار و پود آن است و نمي‌شود خود را فريب داد.

مي‌توان چنان با ديگران گفت و شنيد که تصور شود جزء مقربانيم و نيز مي‌توان همينگونه نوشت و نيز ...

اما حقيقت ساده‌تر است و روشن‌تر است و دم دست ماست؛

به يونس بن عبدالرحمان فرمودند که نظر کن نزد امام زمانت چگونه‌اي؛ اگر گوهري دست تو باشد و همه عالم بگويند که ريگ است، آن گوهر همان گوهر است و اگر ريگ در دستت باشد و همه بگويند گوهر است باز همان ريگ است.

و البته اين کلام را به يونس بن عبدالرحمان از نظر اينکه او گوهر در دستش بود و برخي گمان مي‌کردند که ريگ در دستش است، فرمودند.

و در مورد من چه؟

گوهر است و گمان مي‌کنند ريگ و يا ريگ است و مي‌گويند گوهر؟

کفي بنفسک اليوم عليک حسيبا.

يا صاحب الزمان ادرکنا ارشدنا.

عجل الله تعالي لک الفرج.

 

 

آیا هنوز وقت آن نرسیده است که دلهای مومنین به یاد خداوند متعال خاشع شود؟

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليك يا مولاي يا صاحب الزمان

لعن الله اعدائكم من الجن و الانس اجمعين

بابي انت و امي و نفسي لك الوقاء و الحمي

 

سلام عليكم و رحمة الله

 

از هر چه نعمت بود به ما چشاندند تا نشانمان دهند كه و من اوفي بعهده من الله و وقتي خداوند متعال فرمود كه كونوا مع الصادقين، به اين اجابت‌هاي عمرمان متذكرمان فرمودند حقيقتاً كه ايشانند و فقط ايشانند صادقان.

در دوراني که کودک‌تر بوديم (و حقيقتاً چه بسا بزرگتر بوديم) از تشرفات برايمان بيشتر مي‌گفتند و قند در دل‌هايمان آب مي‌شد که يعني مي‌شود؟ و بعد برايمان مي‌فرمودند که:

 

ما هو محجوب عنکم و لکن حجبه سوء اعمالکم

او از شما پوشيده نيست؛ اما سوء اعمال شما است که ايشان را از شما پوشانده است.

 

و عزم مي‌کرديم، ولو عزمي کم‌ قوت، که چنان شويم که مولايمان سلام‌الله‌عليه و عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف بر ما مي‌پسندند تا مفتخر به ديدارشان شويم. در همان دوران اندک، بهشت را تجربه مي‌کرديم که همان نظر مرحمت حضرت بقية الله الاعظم به عبد ناچيز خود بود که و في ذلک فليتنافس المتنافسون.

شيطاني که بيکار نيست و در هر موضوعي و در هر صراط مستقيمي در کمين است چنان کرد که سبب شد بزرگان تذکراتي پيوسته مي‌دادند مبني بر اينکه ديدار، همه چيز نيست و عبد بايد معرفت داشته باشد و اگر کسي معرفت اين امر را داشته باشد، تقدم و تاخير امر براي او آسيبي نخواهد داشت و آنها تذکر مي‌دادند تا ما دچار برخي آسيب‌ها نشويم و ما چه ساده؛ که ديگر از خدا نمي‌خواستيم اللهم ارني الطلعة الرشيده؛ نه اينکه نمي‌گفتيم که مي‌گفتيم ولي گفتني همراه با خواستن نبود و فقط گفتن بود و ته دلمان چندان برايمان مهم نبود که آن طلعة رشيده و آن غرة حميده را ببينيم و خاک پايشان سرمه چشمانم بشود يا خير؛ و در عوض گماني در ما شکل گرفته بود که بايد انجام وظيفه کنيم و به گمانمان در حال انجام وظيفه و امر مشتبه شده بود؛ مشتبه شدني.

و شايد همه اينها بهانه بود تا صادقان بازشناخته شوند؛ و حالا نظر مي‌کنم به برخي دوستان هم‌دوره‌مان که چه شده‌اند از معرفت و تقوا و خضوع و محبت صادقانه به امام عصر سلام‌الله‌عليه و عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف و من کجا و در چه اموري سرگردان. که اينها براي ما حجتند و نشانه‌اي تا فردا عذري نداشته باشيم که مگر مي‌شد چنان بود؛ که شد و عده‌اي که شايد اقل قليل باشند چه نيکو مشغولند به محبت صاحب الزمان سلام‌الله‌عليه؛ بي‌ادعا، بي‌حرف، بدون شهرت طلبي؛ صادق صادق صادق.

و از صميم قلب مي‌خواهم که اللهم اجعلنا منهم.

و از خودم پرسيدم که

 ا لم يان للذين امنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله

آيا هنوز وقت آن نرسيده است که قلوب مومنان به ياد خداوند خاشع شود؟

 

متذکر شدم که بايد دوباره از صميم قلب و با همه وجودم بخواهم که

"اللهم ارني الطلعة الرشيده"

که اگر همين را صادقانه بگويم و بخواهم، به فضل خداوند و نظر مرحمت امام عصر سلام‌الله‌عليه مودب مي‌شوم به آداب محبت؛ که بادب الخدمة يستوجب العبد ولايته و قربه.

فقط اگر اين خواسته‌ام شود، برخي امور گذشته و حسرت از اينکه

ز زشتي‌ها جدا مي‌بودم اي کاش

وجودم را نمي‌آلودم اي کاش

امان قلب را سلب مي‌برد.

اما بايد بدانم، نه اينکه در ذهنم بدانم بلکه در قلبم بدانم که با کريمان کارها دشوار نيست؛ کريم شناس نيستم و مشکل از اينجاست. اصلاً شايد براي اين حال قلب باشد که فرمود:

 

"قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لاتقنطوا من رحمة الله ان الله يغفر الذنوب جميعا ان الله غفور رحيم"

 

هم فرموده است که "لاتقنطوا من رحمة الله"، هم اينکه گناهان را مي‌آمرزد "جميعاً" و هم اينکه او "غفور" است اما "غفور رحيم" و من اوفي بعهده من الله و من اصدق من الله قيلا.

بهشتيان، کريم‌شناس هستند که اقبل بعضهم علي بعض يتسائلون (به همديگر روي مي‌کنند و با هم مي‌گويند).... انا کنا من قبل ندعوه انه هو البر الرحيم (که ما پيش از اين هم خداوند را مي‌خوانديم که او حقيقتاً که نيکوکار مهربان است)

و بايد به امر "لاتقنطوا" از جانب خداوند البر الغفور الرحيم به خودم که بي‌شک جزئي از اسرفوا علي انفسهم هستم، لبيک بگويم. خداوند راست مي‌گويد. حالا پس از لبيک به "لاتقنطوا من رحمة الله" چه کنم؟

 

و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا  الله توابا رحيما.

و اگر آناني که بر خودشان ستم کردند، به نزد تو مي‌آمدند و از خداوند متعال طلب استغفار مي‌کردند و رسول هم براي آنان استغفار مي‌کرد، حقيقتاً که خداوند را تواب رحيم مي‌يافتند

 

و همچون زيارت روز شنبه حضرت رسول الله صلي الله عليه و آله سلم به خداوند متعال عرض مي‌کنم که:

 

الهي فقد اتيت نبيک مستغفراً تائبا من ذنوبي فصل علي محمد و آله و اغفرها لي

خدايا من به سمت نبي تو روي کردم در حاليکه مستغفر و توبه‌کننده از گناهانم هستم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و گناهانم را بيامرز

با توجهي بخوانم و بگويم که مطمئن باشم به اين وعده خداوند متعال که

ان الله يغفر الذنوب جميعاً.

 

و روي کنم به مولايم سلام‌الله‌عليه و عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف که:

يا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئين.

 

و همه اينها تا دوباره رويم بشود که از خداوند متعال سبحان قدوس غفور رحيم بخواهم که:

اللهم ارني الطلعة الرشيدة و الغرة الحميدة

و براي همديگر و بجميع المومنين (همچون دعاي عصر غيبت) نيز همين را بخواهيم.

 

و تا کمي رويم بشود از حضرتشان بپرسم که

هل اليک يابن احمد سبيل فتلقي.

و بي‌شک با کريمان کارها دشوار نيست.

که امشب شب ولادتشان است.

و انا سائل ببابکم.

 

همچون حضرت سجاد سلام‌الله‌عليه عرض مي‌کنيم که خدايا لا وفاء لي من التوبه الا بعصمتک که خدايا من نمي‌توانم بر توبه‌ام وفا کنم مگر اينکه خودت مرا پناه دهي و خداوند متعال، مولاي ما سلام‌الله‌عليه و عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف را پناه ما قرار داده است که در دعاي ندبه عرض مي‌کنيم جعلته لنا عصمة و ملاذاً و اميرالمومنين سلام‌الله‌عليه فرمودند که ان الارض مملوة من فخاخهم فلن ينجو منها الا من تشبث بنا که زمين از دامهاي شياطين لبريز است و از آن نجات پيدا نمي‌کند مگر آنکه به ما بچسبد.

از خود مولايمان صاحب الزمان سلام‌الله‌عليه و عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف مي‌خواهم که مرا و شما را از وساوس شياطين جني و انسي در پناه خود حفظ بفرمايد تا مبادا از ما عملي سر زند که موجبات ناراحتي حضرتشان باشد و توفيق زيارتشان را به شما و به بنده عنايت بفرمايند.

 

يا رب انت الذي تکشف الضر و تجيب المضطر اذا دعاک و تنجي من الکرب العظيم

فاکشف الضر عن وليک و اجعله خليفة في ارضک کما ضمنت له.

اللهم و سر نبيک محمداً صلي‌الله‌عليه‌و‌آله برويته

و من تبعه علي دعوته

و ارحم استکانتنا بعده

 

 

نجات از کرب عظیم و کشف ضر پیامبران علیهم السلام توسط خداوند متعال.

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليک يا مولاي يا صاحب الزمان

لعن الله اعدائکم من الجن و الانس اجمعين

بابي انت و امي و نفسي لک الوقاء و الحمي

عجل الله تعالي لک الفرج و رحمة الله و برکاته

 

سلام عليکم و رحمة الله

 

خداوند متعال در سوره انبياء مي‌فرمايد که برخي پيامبران دچار "الضر" شدند و برخي دچار "الکرب العظيم".

 

وَنُوحًا إِذْ نَادَى مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَنَجَّینَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِیمِ«76»
و نوح را (به یاد آور) هنگامی که پیش از آن (زمان، پروردگار خود را) خواند؛ ما دعای او را مستجاب کردیم؛ و او و خاندانش را از اندوه بزرگ نجات دادیم؛

 


وَأَیوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِی الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ«83»
و ایوب را (به یاد آور) هنگامی که پروردگارش را خواند (و عرضه داشت): «بدحالی و مشکلات به من روی آورده؛ و تو مهربانترین مهربانانی!»

فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَآتَینَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَذِكْرَى لِلْعَابِدِینَ«84»
ما دعای او را مستجاب کردیم؛ و ناراحتیهایی را که داشت برطرف ساختیم؛ و خاندانش را به او بازگرداندیم؛ و همانندشان را بر آنها افزودیم؛ تا رحمتی از سوی ما و تذکری برای عبادت‌کنندگان باشد.

 

پس مي‌شود ولي خدا سلام‌الله‌عليه نيز دچار "ضر" و "کرب عظيم" شوند؛ وظيفه بنده محب صادق در اين شرايط چيست؟

 

و خداوند متعال زماني که مي‌خواهد خود را در مقابل آنچه مردم به غير او معبود مي‌گيرند معرفي نمايد، در سوره نمل آيه 62 مي‌فرمايد:

 

أَمَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیكْشِفُ السُّوءَ

یا کسی که دعای مضطر را اجابت می‌کند و گرفتاری را برطرف می‌سازد

 

و خداوند است که "ضر" را برطرف مي‌کند و از "کرب عظيم" نجات مي‌دهد و "مضطر" را اجابت مي‌کند.

و ما فقير فقير که جز خداوند متعال سبحان قدوس پناهي نداريم و دستگيري نداريم؛

پس کار ما دعا است و درخواست و التماس و خواهش؛

و خود نيز ما را بدان امر فرموده است که :

و اسئلوا الله من فضله.

 

و بي‌دليل نيست که سيدبن طاووس رحمة الله عليه مي‌فرمايد هر کاري را در عصر جمعه ترک کرديد، دعاي اللهم عرفني نفسک را ترک نکنيد که در انتهاي دعا خداوند را اينگونه مي‌خوانيم که:

يا رب

انت الذي تکشف الضر و تجيب المضطر و تنجي من الکرب العظيم

فاکشف الضر عن وليک

و اين يعني مولاي ما صاحب الزمان سلام الله‌عليه "ضر" و ناراحتي دارند.

و کار به دست خداوند متعال سبحان قدوس است.

 

به تبع حضرت ام البنين سلام‌الله‌عليها زماني که بشير خبر شهادت فرزندان ايشان را به ايشان عرض کرد، مي‌گوئيم که نفسي و ابي و امي و کل من تحت الخضراء فداء لمولانا صاحب الزمان سلام‌الله‌عليه و عجل الله تعالي فرجه الشريف و همه خواسته‌مان از خداوند متعال برطرف شدن ناراحتي مولايمان سلام‌الله‌عليه است و از خداوند متعال مي‌خواهيم که اصلح عبدک و رسولک کما اصلحت به انبيائک و رسلک.

آمين يا رب العالمين.

 

 

و یوم عید اهل البیت.

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليك يا مولاي يا صاحب الزمان

لعن الله اعدائكم من الجن و الانس اجمعين

بابي انت و امي و نفسي لك الوقاء و الحمي

عجل الله تعالي لك الفرج و رحمة الله و بركاته.

 

اي ابولوءلوء كاشي تا ابد پاينده باشي

 

يا صاحب الزمان؛ عيد شما مبارك. خداوند عيدي ما را در اين روز عظيم، فرج شما قرار دهد.

 

سلام عليكم و رحمة الله

عيد شما مبارك

 

اينگونه بود كه دوستان امام حسن عسكري بر ايشان وارد شدند در چنين روزي و مشاهده كردند كه ايشان اين روز را عيد گرفته‌اند و از اين روز پرسيدند. روايت را امام حسن عسكري سلام‌الله‌عليه [كه امروز پنجشنبه نيز منتسب به ايشان است] از قول اميرالمومنين سلام‌الله‌عليه خطاب به حذيفه براي اين گروه مي‌فرمايند كه در آن اسامي اين روز شريف را مي‌فرمايند كه برخي از آنها اينگونه‌اند:

 يَوْمُ الْعَافِيَةِ، وَ يَوْمُ الْبَرَكَة، يَوْمُ نَفْيِ الْهُمُوم‏

يَوْمُ فَرَحِ‏ الشِّيعَة

وَ يَوْمُ التَّوْبَةِ، وَ يَوْمُ الْإِنَابَة

وَ يَوْمُ عِيدِ أَهْلِ الْبَيْت‏

وَ يَوْمٌ يَقْبَلُ اللَّهُ أَعْمَالَ الشِّيعَةِ

وَ يَوْمُ سُرُورِ أَهْلِ الْبَيْت‏

وَ يَوْمُ التَّوَدُّدِ، وَ يَوْمُ التَّحَبُّب‏

وَ يَوْمُ الزُّهْدِ فِي‏ الْكَبَائِر، وَ يَوْمُ الْمَوْعِظَةِ، وَ يَوْمُ الْعِبَادَة

 

اين روز، روزي عظيم و شريف است كه كاش به عظمت آن متذكر باشيم؛ اگر بين ما و خداوند متعال چيزي مانده است، امروز يوم التوبة و يوم الانابه است و يوم الزهد في الكبائر است؛ اين روز، روزي الهي است و يوم عيد الله الاكبر و يوم الغدير الثاني است.

يوم عيد اهل البيت است و يوم سرور اهل البيت و اهل بيت ايشانند: هم فاطمة و ابوها و بعلها و بنوها.

امروز صديقه كبري سلام‌الله‌عليها شاد هستند.

روز، بسيار عظيم الشان است. حذيفه مي‌گويد:

 فَقُمْتُ مِنْ عِنْدِهِ يَعْنِي أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ وَ قُلْتُ فِي نَفْسِي: لَوْ لَمْ أُدْرِكْ مِنْ أَفْعَالِ الْخَيْرِ وَ مَا أَرْجُو «3» بِهِ الثَّوَابَ إِلَّا فَضْلَ هَذَا الْيَوْمِ لَكَانَ مُنَايَ.

از نزد اميرالمومنين سلام‌الله‌عليه بلند شدم و با خودم مي‌گفتم: اگر هيچ چيز از افعال خير و آنچه به آن اميد ثواب است درك نكرده باشم مگر فضل اين روز، به آرزويم رسيده‌ام.

 

و اين كلام امام حسن عسكري سلام‌الله‌عليه به احمد بن اسحاق است كه:

فَقَالَ: وَ أَيُّ يَوْمٍ أَعْظَمُ حُرْمَةً عِنْدَ أَهْلِ الْبَيْتِ مِنْ هَذَا الْيَوْمِ؟

كه حرمت كدام روز نزد اهل بيت از اين روز برتر است.

 

اصل اين روز، نه به دانستن اين الفاظ و كلام كه به "شادي قلوب" دوستداران آل الله سلام‌الله‌عليهم‌اجمعين است كه فرمودند خلقوا من فاضل طينتنا؛ يفرحون لفرحنا و يحزنون لحزننا. يعني آن بچه‌هيئتي‌هايي كه شايد مثلا به اين الفاظ متذكر نباشند ولي در قلبشان امروز شاد هستند و بغض خود را امروز به انحاء مختلف نشان مي‌دهند، بر آن چيزي هستند كه بايد؛ و خداوند بر ما نيز منت گذارد و ما را نيز در زمره ايشان محشور فرمايد. كه اين برائت از اموري است كه بايد بر ما منت گذاشته شود و روزيمان شود كه در زيارت عاشورا تعبير "رزقني البرائة من اعدائكم" داريم؛ يعني برائت را بايد روزي داده شويم و كاش رزق برائتمان وسيع و گسترده باشد.

 

و اي كاش نشاط شيعه تكميل شود...

 

 

يا رب انت الذي تكشف الضر و تجيب المضطر اذا دعاك و تنجي من الكرب العظيم

فاكشف الضر عن وليك و اجعله خليفة في ارضك كم ضمنت له.

 

و در دعاي عصر غيبت قبل از اين فراز درخواستمان از خداوند متعال اينست كه:

وَاجْعَلْنا يا رَبِّ ...وَمِمَّنْ لا حاجَةَ بِهِ اِلَى التَّقِيَّةِ مِنْ خَلْقِكَ

 

 

کار اینست: تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليك يا مولاي يا صاحب الزمان

لعن الله اعدائكم من الجن و الانس اجمعين

بابي انت و امي و نفسي لك الوقاء و الحمي

 

آجرك الله يا بقية الله؛ عجل الله تعالي لك الفرج.

اي مولاي ما، امام حسن عسكري سلام‌الله‌عليك،

به وسيله شما و به محبت شما، به خداوند متعال و به مولايمان صاحب الزمان سلام‌الله‌عليه تقرب مي‌جوئيم.

 

سلام عليكم و رحمة الله

 

آن اموري كه اينقدر براي من مهم است، آنقدرها هم مهم نيست؛ مهم اينست كه به زودي اين دنيا را ترك خواهم كرد [و اتفاقاً همه اين موضوع را مي‌فهمند] و بايد مراقبت كنم از اينكه مبادا با خسارتي مبين بروم؛ اگر به همين نكته توجه كنم، بيدار مي‌شوم و از سرخوشي خارج مي‌شوم؛ نه اينكه به فضل و رحمت خداوند شادمان نباشم كه فرمود قل بفضل الله و برحمته فبذلك فليفرحوا كه بايد شاد باشيم به فضل و رحمت خداوند؛ اما "سرخوش" و غافل نخواهم بود؛ فبصرك اليوم حديد.

 

الغرض؛ بايد توجه كنم كه اگر چگونه باشم خسارت‌زده نخواهم رفت. و اين قرآن، حكيم است و من لدن حكيم خبير.

 

بسم الله الرحمن الرحيم

و العصر ان الانسان في خسر الا الذين امنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.

 

براي اينكه در خسارت اين دنيا را ترك نكنم و نباشم جزء كساني كه و انذرهم يوم الحسرة اذ قضي الامر، بايد

  1. ايمان داشته باشم.
  2. عمل صالح داشته باشم.
  3. سفارش به حق كنم.
  4. سفارش به صبر كنم.

 

و روايت در كمال الدين است كه:

 

عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ‏ سَأَلْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ قَالَ ع الْعَصْرُ عَصْرُ خُرُوجِ الْقَائِمِ ع‏ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ يَعْنِي أَعْدَاءَنَا إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا يَعْنِي بِآيَاتِنَا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ‏ يَعْنِي بِمُوَاسَاةِ الْإِخْوَانِ‏ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِ‏ يَعْنِي بِالْإِمَامَةِ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ يَعْنِي فِي الْفَتْرَة

  1. ايمان داشته باشم به آيات و نشانه‌هاي اهل بيت عليهم السلام
  2. عمل صالح داشته باشم در مواسات با شيعيان اميرالمومنين سلام‌الله‌عليه
  3. سفار به حق داشته باشم در مورد حقيقت امام سلام‌الله‌عليه و امامت ايشان
  4. سفارش به صبر داشته باشم در غيبت امام عصر سلام‌الله‌عليه و عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف

 

توفيق همه اين موارد را بايد با قلب سليم از خداوند متعال بخواهم و اگر در امري از اين امور موفق شده‌ام، قطعاً به فضل و رحمت خداوند متعال سبحان قدوس بوده است و بايد با قلبم شكر كنم.

اخيراً دوستاني از آل الله سلام‌الله‌عليهم‌اجمعين را ديده‌ام كه غوطه‌ور در خدمتگزاري به امام عصر سلام‌الله‌عليه‌ بوده‌اند و به خاطر برخي مشكلات كمي جدا شده‌اند از بهشت خدمتگزاري؛ اگر اين جدايي از خدمتگزاري‌ را تجربه كرده‌ باشيم و در واقع مبتلا شده باشيم، به اندازه قطره‌اي از درياي "و هبني صبرت علي حر نارك فكيف اصبر علي فراقك" را مي‌يابيم. 

اگر دوستان صديق آل الله سلام‌الله‌عليهم‌اجمعين كه در كنارشان بودن در بهشت خدمتگزاري را تجربه كرده‌ايم، به ابتلايي مبتلا شده‌اند، فراموش نكنيم كه از اعاظم كارهاي ما در دوران غيبت امام عصر سلام‌الله‌عليه، همين "تواصوا بالصبر" است. با اين تواصوا بالصبر شايد مرحمتي بفرمايند و ما نيز به نگاه محبتشان مودب به ادب صبر شويم. اين تواصبر بالصبر از سرفصل‌هايي است كه ما را از خسارت‌زده بودن موقع ترك اين دنيا حفظ مي‌فرمايد ان شاء الله تعالي. 

وظيفه ما در قبال محبين امام عصر سلام‌الله‌عليه و عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف است كه سنگين است و گاهي گمان مي‌كنيم كه وظيفه ما، جدال با مخالفين است. عملوا الصالحات يعني مواسات با شيعيان؛ مواساتي از صميم قلب كه بل الانسان علي نفسه بصيرة.

 

اللهم اكشف هذه الغمة عن هذه الامة بحضوره و عجل لنا ظهوره

انهم يرونه بعيداً و نراه قريبا.

 

 

و یخذلک الوری.

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليك يا مولاي يا صاحب الزمان

لعن الله اعدائكم من الجن و الانس اجمعين

بابي انت و امي و نفسي لك الوقاء و الحمي

 

سلام عليكم و رحمة الله.

 

اين روزهاي غربت اميرالمومنين سلام‌الله‌عليه در مدينه، مردم ايشان را رها كرده‌اند. امروز جزء كدام دسته هستم؟ جزء آنان كه بر فراق امام عصر مي‌گريند يا كساني كه ايشان را واگذاشته‌اند؟

عزيز علي ان ابكيك و يخذلك الوري.

آيا در گروه "ابكيك" هستم يا "يخذلك الوري"؟

همين روزهايي كه گذشت...

 

دلتنگ هستم يا اين روزها كمتر دلم برايشان تنگ مي‌شود؟ مي‌خواهم از خداوند كه اللهم ارني الطلعة الرشيده؟

يا صاحب الزمان مرا ببخش.

 

 

توجه به مرگ؛ چراغ راه.

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليك يا مولاي يا صاحب الزمان

لعن الله اعدائكم من الجن و الانس اجمعين

بابي انت و امي و نفسي لك الوقاء و الحمي.

كافران دست خدا را بسته‌ايد؟

بازوي مشكل گشا را بسته‌ايد؟

لعنت الله عليهم اجمعين

ابد الابدين.

 

سلام عليكم و رحمة الله.

 

مردن، حقيقتي است كه در دسترس همه است؛ واقعي، ملموس و محسوس. و بسيار استوار همچون كوه؛ بدون شك و ترديد؛ بي‌نياز به استدلال و اثبات. و مي‌تواند همه چيز را اصلاح كند و در جاي درست خود بنشاند؛ و همه نكته در اينست كه همه آن را با همين چشم سر مي‌بينند و اگر چشم قلوبمان بسته نباشد براي فهم. و اميرالكلام كه جان هر صاحب كلامي به فدايشان فرمودند: هر نفس ما قدمي است به سوي مرگ.  و سيدالشهداء سلام‌الله‌عليه در خطبه خود قبل از حركت به سمت كوفه فرمودند: خُطَّ الْمَوْتُ عَلى وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقِلادَةِ عَلى جيدِ الفَتاةِ كه مرگ همراه بني آدم است همچون گردنبندي كه گردن دختران است. و كل نفس ذائقة الموت.

و اين كتاب، بدون شك از جانب پروردگار زمين و آسمان است.

 

و چقدر به مرگ نزديكيم و چقدر فرصتمان كم است كه هو علي كل شي قدير الذي خلق الموت و الحيوة ليبلوكم ايكم احسن عملا. و چقدر اين زندگي بازيچه است كه و ما الحيوة الدنيا الا لعب و لهو؛ و چقدر زودگذر و "پرسرعت".

اگر به هر موضوعي شك كنم، خوشبختانه به "مرگ" نمي‌توانم شكي داشته باشم؛ ولو اينكه با تغافل بخواهم آن را ناديده بگيرم. توجه به اينكه خيلي زود مي‌ميرم، نقطه‌اي است كه مانند كوه استوار است. حالا با تكيه به اين نقطه بسيار استوار مي‌توانم از خودم بپرسم كه اگر چگونه باشم و چطور عمل كنم، بهترين عملكرد را در اين دوره بسيار كوتاه زندگي در اين دنيا دارم. اگر اين سوال در وجود من شكل بگيرد، رسيدن به پاسخ كار دشواري نيست كه قرآن را خداوند نور قرار داده است؛ به هدايت تالي كتاب الله و ترجمانه سلام‌الله‌عليه و عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف.

 

و همين را كه با سلو‌ل‌هاي وجودم مي‌يابم كه دير يا زود (كه خيلي خيلي زود) مرا در مي‌يابد، اين را خداوند مايه تجارت قرار داده است و كجايند صادقان؟

إِنَ‏ اللَّهَ‏ اشْتَرى‏ مِنَ‏ الْمُؤْمِنِينَ‏ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ- بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ- وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الْقُرْآنِ

وَ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ

 فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بايَعْتُمْ بِهِ- وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيم‏

به يقين كه خداوند از مومنين جان‌ها و اموالشان را مي‌خرد و در مقابل به آنها بهشت عنايت مي‌فرمايد؛ همان‌ها كه در راه خدا مي‌جنگند و مي‌كشند و كشته مي‌شوند؛ اين وعده خداوند است در تورات و انجيل و قرآن؛

و چه كسي از خداوند نسبت به عهد خود وفادارتر است؟

پس شادمان باشيد به اين تجارتي كه با خداوند نموديد كه اين همان رستگاري عظيم است.

 

و كل نفس ذائقة الموت شك كردني نيست؛ هر كس به نوعي و در شرايط متفاوت زندگي؛ كه يكي در جواني سرطان مي‌گيرد، و ديگري در تصادف، ديگري هنگام خوردن آب بدون هيچ مشكل قبلي، ديگري در پيري و كهولت و هر كس به نوعي طعم مرگ را مي‌چشد؛

هر كس به نوعي مرگ را مي‌چشد؛ و در اين ميان برخي از آنها التماس‌كردني است؛ كه برخي در راه زيارت سيدالشهداء سلام‌الله‌عليه و برخي در كربلاي سال شصت و يك در محافظت از نماز سيدالشهداء سلام‌الله‌عليه و برخي در محضر امام عصر سلام‌الله‌عليه و عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف؛ حال آرزوي صادقانه قلب من چيست؟

كه بل الانسان علي نفسه بصيرة.

 بايد دست به دعا شد؛ بايد يك عمر صادقانه دعا نمود كه:

 اللهم اجعلني من المستشهدين بين يديه طائعاً غير مكره في الصف الذي نعت اهله فقلت صفاً كانهم بنيان مرصوص علي طاعتك و طاعة رسولك عليه و اله السلام

 

و رجالي هستند صادق صادق كه:

من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا؛ و اين آيه‌اي است كه مولاي كونين حضرت اباعبدالله الحسين سلام‌الله‌عليه بر بالين صادقان از مستشهدين بين يديه تلاوت مي‌فرمودند.

 

كار در اين دوره بسيار بسيار كوتاه و زودگذر چيست؟ يعني به دنبال چه هستم براي پس از اين دنياي متاع و لعب و لهو؟ با آنچه از لذات به ما چشانده‌اند، آنچه آرزوي دل ما است اينست كه فاولئك مع الذين انعم الله عليهم من النبيين و الصديقين و الشهداء و الصالحين و حسن اولئك رفيقا.

 

و حقيقت اينست كه اللهم اجعلني من المستشهدين بين يديه صادقانه همه وجودمان را اصلاح مي‌كند؛ بايد اللهم اجعلني من المستشهدين بين يديه گويان از خداوند التماس كنيم كه اللهم عجل فرجه كه اين يعني نصرتي لكم معدة.

اللهم و اذن له في جهاد عدوك و عدوه و اجعلنا من انصاره انك علي كل شي قدير.

 

 

کار مبلغ توجه خودش به مولایش است.

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليك يا مولاي يا صاحب الزمان

لعن الله اعدائكم من الجن و الانس اجمعين

بابي انت و امي و نفسي لك الوقاء و الحمي

 

سلام عليكم و رحمة الله

 

اگر كسي از ما بپرسد امام عصر سلام‌الله‌عليه و عجل‌الله‌تعالي‌شريف كجا تشريف دارند چه خواهيم گفت؟ نوع پاسخ ما به طرف مقابل جدالي است يا با شرمندگي از اينكه نمي‌دانيم مولايمان كجا تشريف دارند؟ با پررويي و غفلت پاسخ خواهيم داد و يا به خودمان نهيب مي‌زنيم كه چقدر از مولايمان سلام‌الله‌عليه و عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف غافليم؟

 

آيا همه حواسم و همه توجه قلبم به اينست كه ليت شعري اين استقرت بك النوي؟ قلبم از مولايم اينگونه مي‌پرسد كه هل اليك يابن احمد سبيل فتلقي؟ اصلاً تا به حال به دنبال مولايم بوده‌ام؟ عزم قلبم به چه امري است؟ كه بل الانسان علي نفسه بصيرة و لو القي معاذيره.

آيا زمان آن نرسيده است كه قلوب ما خاشع شود؟

و صادق شود؛ با خودش صادق شود.

 اگر با خودم صادق‌تر باشم، و بعد قرار باشد از مولايم براي ديگران نيز بگويم، صادقانه‌تر و آرام‌تر و دلسوزانه‌تر خواهم گفت.

و مبلغ پيش از پرداختن به طرح‌هاي نوين و جذاب و مخاطب پسند كه "ديگران" را به مولايشان دعوت كند، به خودش نظر كند كه آيا بر او سخت است كه ديگران را ببيند و مولايش را نبيند؟  و به جاي طلب شهرت در قلب خود (ولو به ظاهر طور ديگري وانمود كنم) ببيند به عنوان "عبد" و نوكر و چاكر مشغول است يا به عنوان صاحب كار؛ كه اگر چنين بودم نه چنين بودم.

بايد صادقانه عزم مولايم و جان‌فدايي محضرشان را داشته باشم؛ ساده و صادقانه.

اللهم عجل فرجه؛ خدايا گشايش امر ولي و خليفه‌ات را اذن بفرما.

و اجعلني من المستشهدين بين يديه.

 

 

در لحظات مستولی شدن ناامیدی بر قلب چه کنیم؟

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليك يا مولاي يا صاحب الزمان

لعن الله اعدائكم من الجن و الانس اجمعين

عجل الله تعالي لك الفرج و  جعلني من المستشهدين بين يديك

 

سلام عليكم و رحمة الله

 

حيات قلب به اميد است كه فرمودند:

 

الرَّجَاءُ دَاعِي فَضْلِ اللَّهِ وَ هُوَ يُحْيِي الْقَلْبَ

اميدواري، موجب توجه به فضل خداوند متعال است و قلب را زنده مي‌كند.

 

و شيطان "پيوسته" ما را به فقر دعوت مي‌كند كه خداوند متعال مي‌فرمايد:

 

الشَّيْطانُ‏ يَعِدُكُمُ‏ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ- وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلا

شيطان شما را به فقر وعده مي‌دهد و به فحشاء امر مي‌كند؛ و خداوند به شما وعده مغفرت و فضلي از جانب خود را مي‌دهد.

 

و لحظاتي كه نااميدي بر قلب مستولي مي‌شود، خود را نسبت به آنچه مي‌خواهيم فقير و دور و دست نيافتني مي‌بينيم و حيات قلب كه به اميد بوده است از بين مي‌رود.

 

و سرچشمه حيات، امام عصر سلام‌الله‌عليه و عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف كه حضرتشان را مي‌خوانيم:

 

السلام عليك يا عين الحيوة

سلام بر شما اي سرچشمه زندگي.

 

و اگر ياس بر قلب غلبه كرد، چاره‌اي نيست جز به او كه يفرج به عن المومنين كه او سرچشمه زندگي است؛ كه بايد با قلبم به حضرتشان از موت قلبم "بگويم" و بر قلب نوكر خود نظر مي‌فرمايند و زنده مي‌فرمايند و باز سرشار از حيات و اميد مي‌شوي.

 

اللهم ابرزلنا مشاهدته.

و اشف صدره بظهوره.

 

 

فاصبر ان وعد الله حق.

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليك يا مولاي يا صاحب الزمان

لعن الله اعدائكم من الجن و الانس اجمعين

بابي انت و امي و نفسي لك الوقاء و الحمي

 

سلام عليكم و رحمة الله

 

خداوند متعال سبحان قدوس به ما فرموده است كه وعده او حق است؛ اين را بايد قلبم بشنود، بپذيرد، ايمان بياورد و صادقانه بايستد:

 

وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا [نساء-122]

إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا [يونس-4]

أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَلَا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ (يونس-55)

 

و در دو جا نيز، چنان نشان داده است كه وعده او حق است كه همگان سر خضوع پايين آورند و تصديق نمايند كه الا ان وعد الله حق؛ يكي رساندن حضرت موسي علي نبينا و آله و عليه‌السلام به مادر ايشان و ديگري داستان اصحاب كهف ليعلموا ان وعد الله حق.

 

فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَ لِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ (قصص-13)

وَكَذَلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ [كهف-21]

 

و چه بسا بارها براي ما هم پيش آمده كه در قلب خود گفتيم كه الا ان وعد الله حق.

 

آنچه گاهي ما را، و نه ديگران و كافران و سني‌ها و غيره، بلكه خود خود ما را غافل مي‌كند و فراموش مي‌كنيم كه ان وعد الله حق، دنياست. همين دنياي خيلي خيلي كوتاهي كه بر چيزي نيست و خداوند ما را، و نه ديگران را، انذار فرموده است:

 

إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ (33)

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ (فاطر-5)

وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (روم-6) يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآَخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ (7)

 

و اين فرمايش قلب را زنده مي‌كند؛ امر به صبر در حاليكه متذكر مي‌فرمايد كه ان وعد الله حق.

 

فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ (60)

فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ (غافر-55)

فاصبر ان وعد الله حق (غافر-77)

بايد صبر كنيم كه وعده خداوند حق است...

 

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آَمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (نور-55)

 

يا رب محمد اغضب اليوم لمحمد و لابرار عترته.

اللهم عجل فرجه و ايده بالنصر.