بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليك يا مولاي يا صاحب الزمان
لعن الله اعدائكم من الجن و الانس اجمعين
بابي انت و امي و نفسي لك الوقاء و الحمي
سلام عليكم و رحمة الله
از هر چه نعمت بود به ما چشاندند تا نشانمان دهند كه و من اوفي بعهده من الله و وقتي خداوند متعال فرمود كه كونوا مع الصادقين، به اين اجابتهاي عمرمان متذكرمان فرمودند حقيقتاً كه ايشانند و فقط ايشانند صادقان.
در دوراني که کودکتر بوديم (و حقيقتاً چه بسا بزرگتر بوديم) از تشرفات برايمان بيشتر ميگفتند و قند در دلهايمان آب ميشد که يعني ميشود؟ و بعد برايمان ميفرمودند که:
ما هو محجوب عنکم و لکن حجبه سوء اعمالکم
او از شما پوشيده نيست؛ اما سوء اعمال شما است که ايشان را از شما پوشانده است.
و عزم ميکرديم، ولو عزمي کم قوت، که چنان شويم که مولايمان سلاماللهعليه و عجلاللهتعاليفرجهالشريف بر ما ميپسندند تا مفتخر به ديدارشان شويم. در همان دوران اندک، بهشت را تجربه ميکرديم که همان نظر مرحمت حضرت بقية الله الاعظم به عبد ناچيز خود بود که و في ذلک فليتنافس المتنافسون.
شيطاني که بيکار نيست و در هر موضوعي و در هر صراط مستقيمي در کمين است چنان کرد که سبب شد بزرگان تذکراتي پيوسته ميدادند مبني بر اينکه ديدار، همه چيز نيست و عبد بايد معرفت داشته باشد و اگر کسي معرفت اين امر را داشته باشد، تقدم و تاخير امر براي او آسيبي نخواهد داشت و آنها تذکر ميدادند تا ما دچار برخي آسيبها نشويم و ما چه ساده؛ که ديگر از خدا نميخواستيم اللهم ارني الطلعة الرشيده؛ نه اينکه نميگفتيم که ميگفتيم ولي گفتني همراه با خواستن نبود و فقط گفتن بود و ته دلمان چندان برايمان مهم نبود که آن طلعة رشيده و آن غرة حميده را ببينيم و خاک پايشان سرمه چشمانم بشود يا خير؛ و در عوض گماني در ما شکل گرفته بود که بايد انجام وظيفه کنيم و به گمانمان در حال انجام وظيفه و امر مشتبه شده بود؛ مشتبه شدني.
و شايد همه اينها بهانه بود تا صادقان بازشناخته شوند؛ و حالا نظر ميکنم به برخي دوستان همدورهمان که چه شدهاند از معرفت و تقوا و خضوع و محبت صادقانه به امام عصر سلاماللهعليه و عجلاللهتعاليفرجهالشريف و من کجا و در چه اموري سرگردان. که اينها براي ما حجتند و نشانهاي تا فردا عذري نداشته باشيم که مگر ميشد چنان بود؛ که شد و عدهاي که شايد اقل قليل باشند چه نيکو مشغولند به محبت صاحب الزمان سلاماللهعليه؛ بيادعا، بيحرف، بدون شهرت طلبي؛ صادق صادق صادق.
و از صميم قلب ميخواهم که اللهم اجعلنا منهم.
و از خودم پرسيدم که
ا لم يان للذين امنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله
آيا هنوز وقت آن نرسيده است که قلوب مومنان به ياد خداوند خاشع شود؟
متذکر شدم که بايد دوباره از صميم قلب و با همه وجودم بخواهم که
"اللهم ارني الطلعة الرشيده"
که اگر همين را صادقانه بگويم و بخواهم، به فضل خداوند و نظر مرحمت امام عصر سلاماللهعليه مودب ميشوم به آداب محبت؛ که بادب الخدمة يستوجب العبد ولايته و قربه.
فقط اگر اين خواستهام شود، برخي امور گذشته و حسرت از اينکه
ز زشتيها جدا ميبودم اي کاش
وجودم را نميآلودم اي کاش
امان قلب را سلب ميبرد.
اما بايد بدانم، نه اينکه در ذهنم بدانم بلکه در قلبم بدانم که با کريمان کارها دشوار نيست؛ کريم شناس نيستم و مشکل از اينجاست. اصلاً شايد براي اين حال قلب باشد که فرمود:
"قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لاتقنطوا من رحمة الله ان الله يغفر الذنوب جميعا ان الله غفور رحيم"
هم فرموده است که "لاتقنطوا من رحمة الله"، هم اينکه گناهان را ميآمرزد "جميعاً" و هم اينکه او "غفور" است اما "غفور رحيم" و من اوفي بعهده من الله و من اصدق من الله قيلا.
بهشتيان، کريمشناس هستند که اقبل بعضهم علي بعض يتسائلون (به همديگر روي ميکنند و با هم ميگويند).... انا کنا من قبل ندعوه انه هو البر الرحيم (که ما پيش از اين هم خداوند را ميخوانديم که او حقيقتاً که نيکوکار مهربان است)
و بايد به امر "لاتقنطوا" از جانب خداوند البر الغفور الرحيم به خودم که بيشک جزئي از اسرفوا علي انفسهم هستم، لبيک بگويم. خداوند راست ميگويد. حالا پس از لبيک به "لاتقنطوا من رحمة الله" چه کنم؟
و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما.
و اگر آناني که بر خودشان ستم کردند، به نزد تو ميآمدند و از خداوند متعال طلب استغفار ميکردند و رسول هم براي آنان استغفار ميکرد، حقيقتاً که خداوند را تواب رحيم مييافتند
و همچون زيارت روز شنبه حضرت رسول الله صلي الله عليه و آله سلم به خداوند متعال عرض ميکنم که:
الهي فقد اتيت نبيک مستغفراً تائبا من ذنوبي فصل علي محمد و آله و اغفرها لي
خدايا من به سمت نبي تو روي کردم در حاليکه مستغفر و توبهکننده از گناهانم هستم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و گناهانم را بيامرز
با توجهي بخوانم و بگويم که مطمئن باشم به اين وعده خداوند متعال که
ان الله يغفر الذنوب جميعاً.
و روي کنم به مولايم سلاماللهعليه و عجلاللهتعاليفرجهالشريف که:
يا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئين.
و همه اينها تا دوباره رويم بشود که از خداوند متعال سبحان قدوس غفور رحيم بخواهم که:
اللهم ارني الطلعة الرشيدة و الغرة الحميدة
و براي همديگر و بجميع المومنين (همچون دعاي عصر غيبت) نيز همين را بخواهيم.
و تا کمي رويم بشود از حضرتشان بپرسم که
هل اليک يابن احمد سبيل فتلقي.
و بيشک با کريمان کارها دشوار نيست.
که امشب شب ولادتشان است.
و انا سائل ببابکم.
همچون حضرت سجاد سلاماللهعليه عرض ميکنيم که خدايا لا وفاء لي من التوبه الا بعصمتک که خدايا من نميتوانم بر توبهام وفا کنم مگر اينکه خودت مرا پناه دهي و خداوند متعال، مولاي ما سلاماللهعليه و عجلاللهتعاليفرجهالشريف را پناه ما قرار داده است که در دعاي ندبه عرض ميکنيم جعلته لنا عصمة و ملاذاً و اميرالمومنين سلاماللهعليه فرمودند که ان الارض مملوة من فخاخهم فلن ينجو منها الا من تشبث بنا که زمين از دامهاي شياطين لبريز است و از آن نجات پيدا نميکند مگر آنکه به ما بچسبد.
از خود مولايمان صاحب الزمان سلاماللهعليه و عجلاللهتعاليفرجهالشريف ميخواهم که مرا و شما را از وساوس شياطين جني و انسي در پناه خود حفظ بفرمايد تا مبادا از ما عملي سر زند که موجبات ناراحتي حضرتشان باشد و توفيق زيارتشان را به شما و به بنده عنايت بفرمايند.
يا رب انت الذي تکشف الضر و تجيب المضطر اذا دعاک و تنجي من الکرب العظيم
فاکشف الضر عن وليک و اجعله خليفة في ارضک کما ضمنت له.
اللهم و سر نبيک محمداً صلياللهعليهوآله برويته
و من تبعه علي دعوته
و ارحم استکانتنا بعده