کار مبلغ توجه خودش به مولایش است.
السلام عليك يا مولاي يا صاحب الزمان
لعن الله اعدائكم من الجن و الانس اجمعين
بابي انت و امي و نفسي لك الوقاء و الحمي
سلام عليكم و رحمة الله
اگر كسي از ما بپرسد امام عصر سلاماللهعليه و عجلاللهتعاليشريف كجا تشريف دارند چه خواهيم گفت؟ نوع پاسخ ما به طرف مقابل جدالي است يا با شرمندگي از اينكه نميدانيم مولايمان كجا تشريف دارند؟ با پررويي و غفلت پاسخ خواهيم داد و يا به خودمان نهيب ميزنيم كه چقدر از مولايمان سلاماللهعليه و عجلاللهتعاليفرجهالشريف غافليم؟
آيا همه حواسم و همه توجه قلبم به اينست كه ليت شعري اين استقرت بك النوي؟ قلبم از مولايم اينگونه ميپرسد كه هل اليك يابن احمد سبيل فتلقي؟ اصلاً تا به حال به دنبال مولايم بودهام؟ عزم قلبم به چه امري است؟ كه بل الانسان علي نفسه بصيرة و لو القي معاذيره.
آيا زمان آن نرسيده است كه قلوب ما خاشع شود؟
و صادق شود؛ با خودش صادق شود.
اگر با خودم صادقتر باشم، و بعد قرار باشد از مولايم براي ديگران نيز بگويم، صادقانهتر و آرامتر و دلسوزانهتر خواهم گفت.
و مبلغ پيش از پرداختن به طرحهاي نوين و جذاب و مخاطب پسند كه "ديگران" را به مولايشان دعوت كند، به خودش نظر كند كه آيا بر او سخت است كه ديگران را ببيند و مولايش را نبيند؟ و به جاي طلب شهرت در قلب خود (ولو به ظاهر طور ديگري وانمود كنم) ببيند به عنوان "عبد" و نوكر و چاكر مشغول است يا به عنوان صاحب كار؛ كه اگر چنين بودم نه چنين بودم.
بايد صادقانه عزم مولايم و جانفدايي محضرشان را داشته باشم؛ ساده و صادقانه.
اللهم عجل فرجه؛ خدايا گشايش امر ولي و خليفهات را اذن بفرما.
و اجعلني من المستشهدين بين يديه.