بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان؛ ادرکنا ارشدنا.

عجل الله تعالی لک الفرج و رحمة الله و برکاته

لعن الله اعدائکم من الجنة و الناس اجمعین

بابی انت و امی و نفسی لک الوقاء و الحمی

سلام علیکم و رحمة الله

اسعد الله ایاکم

 

به فضل و حقیقتاً به فضل و آقایی و کرامت مولایمان سلام‌الله‌علیه دیروز توفیق حضور در مجلس تبری حاصل شد و متنعم به این نعمت عظیم شدم؛ و امیدوارم که شما نیز متنعم شده باشید به این نعمت گرانقدر و عظیم.

 

شاید مناسبتی مناسبتر از این روزها برای متذکر شدن به نور و روشنایی این روایت شریف در خاطر نداشته باشم که:

بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْبَصْرِيِ‏ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏

تَقْعُدُونَ فِي الْمَكَانِ فَتُحَدِّثُونَ وَ تَقُولُونَ مَا شِئْتُمْ‏ وَ تَتَبَرَّءُونَ مِمَّنْ شِئْتُمْ وَ تَوَلَّوْنَ مَنْ شِئْتُمْ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ وَ هَلِ الْعَيْشُ إِلَّا هَكَذَا.

الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏8، ص: 229

 

روایت در اصول کافی است؛ می‌گوید که از امام صادق سلام الله علیه شنیدم که حضرت می فرمودند:

آیا در یک مکان می‌نشینید و با هم گفتگو می‌کنید و حدیث می‌گویید و هر آنچه می‌خواهید می‌گویید و از هر که می‌خواهید تبری می‌جوئید؟
گفتم بله؛
حضرت فرمودند: و زندگی و عیش آیا چیزی جز اینست؟


دوستان بزرگوار؛ و هل العیش الا هکذا؟ آیا زندگی جز این برای ما چیز دیگری است؟ بنشینیم و از محمد و آل محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و از علی و آل علی سلام‌الله‌علیهم‌اجمعین بگوئیم و از دشمنانشان تبری بجوئیم؛ آیا جز این، "عیش" دیگری نیز هست؟

جان ما به قربان شما ای امام صادق

 

وقتی در مجلس تبری در کنار دوستانی که قلوبشان آزموده شده است به محبت، هستیم و نسیم برداً سلاماً و شمیم معطر بهاری محبت صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها همه و همه جان را پر می‌کند، با همه وجودمان تصدیق می‌کنیم که جعلت فداک، الحق که لا عیش الا هکذا یابن رسول الله.

 

و در کامل الزیارات است که:

 

وَ مَا مِنْ بَاكٍ يَبْكِيهِ إِلَّا وَ قَدْ وَصَلَ فَاطِمَةَ ع وَ أَسْعَدَهَا عَلَيْهِ وَ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ وَ أَدَّى حَقَّنَا وَ مَا مِنْ عَبْدٍ يُحْشَرُ إِلَّا وَ عَيْنَاهُ بَاكِيَةٌ إِلَّا الْبَاكِينَ عَلَى جَدِّيَ الْحُسَيْنِ ع فَإِنَّهُ يُحْشَرُ وَ عَيْنُهُ قَرِيرَةٌ وَ الْبِشَارَةُ تِلْقَاهُ وَ السُّرُورُ بَيِّنٌ عَلَى وَجْهِهِ وَ الْخَلْقُ فِي الْفَزَعِ وَ هُمْ آمِنُونَ وَ الْخَلْقُ يُعْرَضُونَ وَ هُمْ‏ حُدَّاثُ‏ الْحُسَيْنِ‏ ع تَحْتَ الْعَرْشِ وَ فِي ظِلِّ الْعَرْشِ لَا يَخَافُونَ سُوءَ يَوْمِ الْحِسَابِ يُقَالُ لَهُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ فَيَأْبَوْنَ وَ يَخْتَارُونَ مَجْلِسَهُ وَ حَدِيثَهُ وَ إِنَّ الْحُورَ لَتُرْسِلُ إِلَيْهِمْ أَنَّا قَدِ اشْتَقْنَاكُمْ مَعَ الْوِلْدَانِ الْمُخَلَّدِينَ فَمَا يَرْفَعُونَ رُءُوسَهُمْ إِلَيْهِمْ لِمَا يَرَوْنَ فِي مَجْلِسِهِمْ مِنَ السُّرُورِ وَ الْكَرَامَة

و هيچ گريه‌كننده‌اي نيست كه بر سيدالشهداء سلام‌الله‌عليه بگريد جز اينكه به حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها برسد و ايشان را خوشنود سازد و به حضرت رسول الله صلي‌الله‌عليه و آله برسد و حق ما را ادا سازد. و هيچ بنده‌اي نيست كه محشور شود مگر اينكه چشمان او گريان باشد مگر كساني كه بر جدم حسين عليه‌الصلوة و السلام گريسته باشد؛ پس او محشور مي‌شود در حاليكه چشمانش شادمان است و شادماني در چهره‌اش آشكار است و ساير خلق در ترس هستند و ايشان در امن و امان؛ خلق [براي حساب] عرضه مي‌شوند در حاليكه ايشان مشغول گفتگو با امام حسين عليه‌السلام زير عرش و در سايه عرش هستند و از ناگواري روز حساب ترسي ندارند. به آنها گفته مي‌شود به بهشت درآئيد پس ابا مي‌كنند و مجلس و گفتگو با حضرت را انتخاب مي‌كنند. حوران بهشتي به سوي آنان فرستاده مي‌شوند كه ما همراه ولدان المخلدين مشتاق شما هستيم؛ پس ايشان حتي سر خود را نيز بالا نمي‌گيرند از بس كه در مجلس گفتگو با امام حسين عليه‌السلام شادي و كرامت مي‌يابند.


و در کمال الدین و اتمام النعمه است که:

طُوبَى لِشِيعَتِنَا الْمُتَمَسِّكِينَ بِحُبِّنَا فِي غَيْبَةِ قَائِمِنَا الثَّابِتِينَ‏ عَلَى مُوَالاتِنَا وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِنَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ نَحْنُ مِنْهُمْ قَدْ رَضُوا بِنَا أَئِمَّةً فَرَضِينَا بِهِمْ شِيعَةً فَطُوبَى لَهُمْ ثُمَّ طُوبَى لَهُمْ هُمْ وَ اللَّهِ مَعَنَا فِي‏ دَرَجَتِنَا يَوْمَ الْقِيَامَة

خوشا به حال شيعيان ما؛ آنان كه در غيبت قائم ما به محبت ما چنگ مي‌زنند، بر موالات ما و برائت از دشمنان ما ثابت‌قدم هستند؛ ايشان از ما هستند و ما از ايشان؛ آنها راضي هستند كه ما ائمه ايشان باشيم و ما نيز راضي هستيم كه ايشان شيعه ما باشند؛ پس خوشا به حالشان و باز هم خوشا به حالشان؛ به خدا قسم كه ايشان روز قيامت با ما در درجه ما خواهند بود.

 

و این عرض و خواهش ما در بندهای آخر دعای عصر غیبت روزهای جمعه (اللهم  عرفنی نفسک) است:

و اجْعَلْنَا يَا رَبِّ .....ممَّنْ لا حَاجَةَ بِهِ إِلَى التَّقِيَّةِ مِنْ خَلْقِكَ

خدایا ما را جزء کسانی قرارده که نیازی به تقیه در برابر خلق تو ندارند.

 

فاظهر اللهم لنا ولیک و ابن بنت نبیک