فاذا محصوا بالبلاء قل الديانون
السلام عليک يا مولاي يا صاحب الزمان
لعن الله اعدائکم من الجن و الانس اجمعين
بابي انت و امي و نفسي لک الوقاء و الحمي
تو مثل من سر کويت هزارها داري
ولي بدان که گدايت فقط تو را دارد
سلام عليکم و رحمة الله
حضرت سيدالشهداء سلاماللهعليه به مردم کوفه فرمودند:
إِنَّ النَّاسَ عَبِيدُ الدُّنْيَا وَ الدِّينُ لَعْقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَايِشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّيَّانُون
همانا مردمان بنده دنيا هستند و دين لقلقه زبان آنهاست که تا زماني که زندگانيشان روبراه هستند بدان ميپردازند؛ پس زماني که به بلا آزموده شوند، دينداران کم هستند.
از بلاهاي من اينست که هميشه اين جملات را براي ديگران گفتم و تحليل کردهام تا مراقب باشند مبادا در بلاها جزء جاماندگان نباشند؛ در واقع در زماني که چنين تحليل کردهام براي من همان زمان "ما درت معايشهم" بوده است؛ يعني وقتي براي خودم همه چيز روبراه بوده است، ديگران را به صبر و طمانينه و سکينه و آرامش دعوت کردهام؛ به توکل دعوت کردهام؛ به اينکه و کفي بالله وکيلاً؛ به اينکه و لله جنود السماوات و الارض؛ به اينکه و من يتوکل علي فهو حسبه؛ به اينکه و من يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لايحتسب.
همه اينها، همه اين گفتنها، به محکي صدق خود را نشان ميدهد که فاذا محصوا بالبلاء قل الديانون.
اگر مدعي شويم، بيشک مبتلا ميشويم:
الم احسب الناس ان يترکوا ان يقولوا امنا و هم لايفتنون؟
الم؛ آيا مردمان گمان کردند که همين که گفتند ايمان آورديم کافي است و آزموده نخواهند شد؟
و اگر مبتلا شويم سرائر خود را نشان ميدهيم و واي که اگر نه گوهر که ريگ باشد در وجودمان.
بنابراين بايد خواهش هميشگي من از خداوند متعال ذوالفضل العظيم اين باشد که:
عافني مما امتحنت به خلقک
مرا از آنچه خلقت را بدان ميآزمايي معاف دار
اين مضمون در درخواست آل الله سلاماللهعليهماجمعين از خداوند متعال به کثرت وجود دارد:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْعَافِيَةَ مِنْ ....أَنْ تَبْتَلِيَنِي بِبَلَاءٍ لَا طَاقَةَ لِي بِه
خدايا از تو ميخواهم که مرا از اينکه به بلائي مبتلا سازي که طاقت آن را ندارم، معاف سازي.
و يا
لَا تَبْتَلِيَنِي بِمَا لَا صَبْرَ لِي عَلَيْهِ فَأَعْجِز
مرا به آنچه بر آن صبر ندارم مبتلا نفرما تا بيچاره نشوم.
و يا
وَ لَا تَمْنَحْنِي بِمَا لَا طَاقَةَ لِي بِهِ فَتَبْهَظَنِي مِمَّا تُحَمِّلُنِيهِ مِنْ فَضْلِ مَحَبَّتِكَ.
مرا به آنچه بر آن طاقت ندارم امتحان نفرما که در آن صورت از آنچه از فضل محبت خود مرا بخشيدهاي، دور ميشوم.
فقط ممکن است در ذهن برخي دوستان اين کلام اميرالکلام اميرالمومنين سلاماللهعليه باشد که فرمودند:
لَا يَقُولَنَّ أَحَدُكُمْ اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفِتْنَةِ لِأَنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ إِلَّا وَ هُوَ مُشْتَمِلٌ عَلَى فِتْنَةٍ
کسي از شما نبايد بگويد که خدايا من از آزمايش به تو پناه ميبرم که هيچ کس نيست که شامل امتحان نشود
اما ادامه همين فرمايش اميرالمومنين سلاماللهعليه، تناقض ظاهري آن را با دعاهاي فوق برطرف ميکند که ميفرمايند
وَ لَكِنْ مَنِ اسْتَعَاذَ فَلْيَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلَّاتِ الْفِتَنِ
اما کسي که ميخواهد پناه بجويد، از آزمايشهاي گمراهکننده [که در آن نجات نمييابد] پناه بجويد.
اصل بحث و تلنگر به خودم هم از حالات اين روزهاي خودم و اين آيه عظيم خداوند متعال سبحان قدوس در قرآن کريم حکيم که من لدن حکيم خبير است، ايجاد شد که:
و ما الحيوة الدنيا الا متاع الغرور
و حيات دنيا جز متاع فريب چيزي نيست.
گاهي به دنياي نداشته هم ميشود فريب خورد؛ به آرزوهاي بلند مادي ميشود فريب خورد؛ فرقي هم نميکند که مثلاً رزومه بدون اخلاصي از خدمتگزاريها هم داشته باشيم يا خير؛ اگر باور نکنم که دنيا جز متاع فريب چيزي نيست زماني به خودم ميآيم که کار از کار گذشته است.
إِنَّ النَّاسَ عَبِيدُ الدُّنْيَا وَ الدِّينُ لَعْقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَايِشُهُمْ
فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّيَّانُون
بايد به صورت مداوم به همديگر تذکر دهيم؛ اگر همديگر را به محبت اميرالمومنين سلاماللهعليه و امام زمان سلاماللهعليه و عجل الله تعالي فرجه الشريف دوست داريم و بايد مداوم و پيوسته ومستمر پناهنده شويم به کهف حصين مولايمان سلاماللهعليه و عجلاللهتعاليفرجهالشريف.
پناه ميبرم به کهف حصين مولايم صاحب الزمان سلاماللهعليه و عجلاللهتعاليفرجهالشريف از مضلات الفتن؛ از فتنههايي که مرا از فضل محبتشان دور ميکند؛ يا فارس الحجاز ادرکنا ارشدنا.
اللهم ارحم استکانتنا بعده
خدايا به بيچارگيمان در غيبت مولايمان ترحم بفرما.
و هل يرحم العبد الا المولي؟