فصبرنی علی ذلک.
السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان؛ ادرکنا ارشدنا و لاتهلکنا.
عجل الله تعالی لک الفرج و رحمة الله و برکاته.
لعن الله اعدائکم من الجن و الانس اجمعین.
بابی انت و امی و نفسی لک الوقاء و الحمی.
آجرک الله یا بقیة الله.
ای داغدر اصلی این روضهها بیا.
سلام علیکم و رحمة الله
چه زمانی به ما گفته میشود: "صبر کن"؟ من و قلب من در مواقعی که مخاطب "صبر کن" قرار گرفتهام در چه حس و حالی بوده است؟ هم وقتی ما به کسی میگوئیم "صبر کن" و هم وقتی به ما گفته میشود "صبر کن"، یعنی مخاطب "صبور باش" در معرض یک سختی و صعوبت قرار گرفته است که نزدیک است او را به بیتابی بکشاند و بگوید آنچه را که نباید و گمان کند نه آنگونه که شایسته است.
حالا کسی که خدای خودش را به حکیم رحیم قادر متعال میشناسد، از بیصبری خود ناراضی است؛ یعنی مشکلی بر قلب او گران شده است و میترسد و حقیقتاً خوف واقعی دارد که مبادا به بیصبری بیفتد؛ اینجاست که از خداوند متعال سبحان قدوس طلب میکند که او را صبور نماید؛ سختی امر چنان بر او بالا گرفته است که به خداوند التماس میکند که "فصبرنی" که مرا صبور ساز ای خدای مهربان.
وقتی اولین بار به ما گفتند که در فراق امام عصر سلاماللهعلیه باید صبور بود، ما در قلبمان چه گفتیم؟ احتمالاً بادی به غبغبه خود انداختیم و گفتم خوب صبر میکنیم.
اگر کسی به بنده و شما بگوید که در فراق امام عصر سلاماللهعلیه صبور باش چه میگوئیم؟
سوال اینست که اصلاً بنده سختی و ناراحتی از فراق امام عصر سلاماللهعلیه در قلبم احساس میکنم که لازم باشد کسی به من بگوید که "صبر کن"؛ در اینکه در همین زندگی دنیایی مادی حالاتی و زمانهایی بر ما میگذرد که امر بر ما چنان سخت میشود که محتاج خطاب "و لربک فاصبر" قرآن حکیم هستیم؛ در آن زمانها خیلی خوب میفهمیم حال قلبمان را؛ یعنی کار واقعاً گاهی اوقات بالا میگیرد.
عرض بنده اینست که در فراق صاحب الزمان سلاماللهعلیه امر بر بنده و شما آیا چنان سخت شده است که محتاج "و لربک فاصبر" باشد؟ آیا واقعاً و در این روزها زمین با همه وسعتش بر من تنگ شده است که از سویدای جان بگویم که ضاقت الارض؟ به مولایم از ته قلبم میگویم که عزیز علی ان اری الخلق و لاتری؟
برای کسی که صبح جمعه ندبه قلبش اینست که عزیز علی ان اری الخلق و لاتری، عصر جمعه و در دعای اللهم عرفنی نفسک از خدای خود واقعاً طلب میکند که فصبرنی علی ذلک.
اگر حال جزع و بیتابی در امری برایمان رخ نموده باشد، بهتر میفهمیم هل من معین فاطیل معه العویل و البکاء یعنی چه. نزدیکتر خواهیم بود به فهم هل من جزوع فاساعد جزعه اذا خلا؛ وقتی به بیصبری در امری (که نوعاً در امور دنیایی با آن طرفیم) مواجه میشوم، در خلوت خود هم "جزع" دارم؛ حالا کسی که در فراق امام عصر سلاماللهعلیه به این جزع افتاده باشد، "اذا خلا" نیز جزع دارد و به دنبال جزعکنندهای است که او را یاری کند در جزع کردن در خلوات؛ او که حالا به بیصبری نزدیک است التماس و خواهش خاضعانه و صادقانهاش در عصر جمعه از خداوند متعال مستجاب الدعوات اینست که:
فصبرنی علی ذلک.
که دیگر دارد به بیصبری میافتد در اینکه همه را میبیند اما مولایش را نه.
صبر را در کتاب خدا عظمتی است و صابران را مقام انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب؛ اگر بیتاب شده باشم برای استجابت ارنی الطلعة الرشیده، تازه آن زمان است که محک میخورم به صبر کردن؛ و ان الراحل الیک قریب المسافة؛ و اینکه صعوبتی و سختی و ناراحتی از فراق صاحب الزمان سلام الله علیه در قلبم نمییابم، و اینکه وقتی "فصبرنی" را میخوانم یا میشنوم، در حاق قلبم میگویم مگر چه شده است که باید صبر کنم و یا اینکه اصلاً چنین صبری را به چیزی نمیگیرم، یعنی قلبم لاهیه و فراموشکار شده است و دنیا دارد مرا با خود میبرد که
زمانی با تو بودم آشناتر، به درگاه عطای تو گداتر
چنین آلوده دنیا نبودم، که بودم با حضورت باحیاتر
با این وجود اما
اگر در هر دو عالم هم بگردم، نخواهم یافت از تو باوفاتر
یا صاحب الزمان؛ کاش بیش از حالا، خیلی بیش از امروز و این روزهایم، بیتاب شما بودم و کاش بدون حتی این بیتابی، چشم "ناقابل" و "نالایق" من و ما به جمال شما روشن شود. در اینکه این چشمها لایق شما نیست که حرفی نیست و اصلاً اگر اینگونه باشد و قرار بر لیاقت باشد که چه کسی است که لایق نگاه به شما خواهد بود؟ یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین.
یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجة...