نقش ما در محرم.
السلام عليك يا مولاي يا صاحب الزمان
لعن الله اعدائكم من الجن و الانس اجمعين
بابي انت و امي و نفسي لك الوقاء و الحمي.
آجرك الله يا بقية الله.
سلام عليكم و رحمة الله.
شايد خاستگاه آن اينچنين باشد كه عدهاي انكار عزاداري ميكنند و ما در مقابل شروع به پاسخگويي به ايشان ميكنيم در اينكه بايد عزاداري كنيم و در ذهنمان اينگونه شكل ميگيرد كه دو گروه در عالم هستند: ما كه عزاداري ميكنيم و ديگراني كه منكرند؛ و چون حقانيت بطلان اعتقاد منكرين را مييابيم، از اين اعتقاد مشعوف ميشويم و خود را مركز عالم مييابيم و خود را محور حق و حقيقت ميانگاريم. حالا ديگر تبديل شدهايم به نظريهپردازي كه قادريم نسبت به انواع عزاداريها هم كامنت دهيم و هم ارزيابي كنيم كه چه سطحي از عزاداري مناسب است و چه سطحي نه؛ و اينها به اين دليل است كه ميبينيم عدهاي منكرند و ما فقط منكر نيستيم.
و در يك كلام گاهي خود را صاحب عزا تصور ميكنيم؛ حال آنكه
صاحب عزا اوست كه مَا وُضِعَ بَيْنَ يَدَيْهِ طعاما [طَعَامٌ] إِلَّا بَكَى عَلَى الْحُسَيْنِ
صاحب عزا اوست كه از خدا ميخواهد وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْقُلُوبَ الَّتِي جَزِعَتْ وَ احْتَرَقَتْ لَنَا
صاحب عزا اوست كه فرمود إِنَّ يَوْمَ الْحُسَيْنِ أَقْرَحَ جُفُونَنَا
و امروز هم اين عزا صاحب دارد؛ او صاحب اين عزاست كه صبح و شام بر اين مصيبت ميگريد و نه اشك كه خون گريه ميكند. و نقش ما در اين ايام عزا، ياري صاحب عزا در اقامه عزا و تسليت به صاحب عزاست كه انصافاً كجا اصلاً مصيبت را فهم كردهايم؟ كه نه تنها فهم نكردهايم بلكه گاهي از روي نافهمي ميگوئيم كه مگر ميشود اقرح جفوننا و مگر ميشود بدل الدموع دما؟ و دوريم از فهم مصيبت...
اي داغدار اصلي اين روضهها بيا.
و فرمودند كه وَ مَا مِنْ بَاكٍ يَبْكِيهِ إِلَّا وَ قَدْ وَصَلَ فَاطِمَةَ وَ أَسْعَدَهَا عَلَيْهِ كه هيچ گريهكنندهاي نيست كه بر حضرت سيدالشهداء سلاماللهعليه بگريد جز اينكه به صديقه كبري سلاماللهعليها ميرسد و آن بزرگوار را خشنود ميسازد.
پس نقش ما در محرم روشن است؛ عزاداري ميكنيم به نيت خشنودي قلب صديقه كبري سلاماللهعليه و عرض تسليت به محضر امام عصر سلاماللهعليه، صاحب اين عزا تا اگر اجازه بفرمايند گوشهاي از اقامه پرچم عزا را تحت امامت امام عصر سلاماللهعليه گرفته باشيم و اينگونه مولاي خود را ياري نمائيم.
يا رب الحسين بحق الحسين اشف صدر الحسين بظهور الحجة.