قلب خواهان شهادت در محضر امام عصر سلام الله علیه.
السلام عليك يا مولاي يا صاحب الزمان
لعن الله اعدائكم من الجنه و الناس اجمعين
بابي انت و امي و نفسي لك الوقاء و الحمي.
يك عمر بگو از تن ما جان بستانند
يك لحظه نگيرند ولي خون جگر را
سلام عليكم و رحمة الله.
قلبي كه صادقانه [آنگونه كه بل الانسان علي نفسه بصيرة] خواهان شهادت در محضر امام عصر سلاماللهعليه باشد، احتمالاً طعم اللهم عجل فرجه را طور ديگري خواهد چشيد و طور ديگري "و هو منتظر" خواهد بود.
اين قلب برايش تعريف نشده خواهد بود كلام آناني كه ميگويند دعاي فرج عافيت طلبي است و آناني كه مشغول استدلالهاي ذهني و بازيهاي كلامي در نفي و اثبات ضرورت دعا هستند.
اين قلب شايد برايش حل شود كه بالاخره فرج، فرج امام عصر سلاماللهعليه و آلالله سلاماللهعليهماجمعين است و يا فرج شيعيان و مردمان.
اين قلب به جاي گفتگوهاي بدون علم و فايده درباره نقشه و علائم ظهور، به دنبال "پاك"سازي اين جان ناقابل و نه چندان خوشبوي خود خواهد بود تا اگر اجازه فرمايند و در راه ايشان فدا شود، كمي و فقط كمي آبرومندانهتر باشد.
اين قلب شايد به و ما الحيوة الدنيا الا لعب و لهو نيز عنايتي داشته باشد؛ به كوتاه بودن كه نه بل به لحظهاي بودن اين دنيا نيز. و ديگر يوسف را به ثمن بخس نخواهد فروخت.
و اين قلب شايد سوخته باشد در فليبك الباكون و اياهم فليندب النادبون؛ اشك و جزع و زاري در روز عيد؛ عيد اما در غيبت امام عصر سلاماللهعليه و بسوزد و بخواهد كه يا رب محمد اغضب اليوم لمحمد و لابرار عترته.
يا رب انت الذي تكشف الضر و تجيب المضطر اذا دعاك و تنجي من الكرب العظيم
فاكشف الضر عن وليك
و اجعلنا من المستشهدين بين يديه.
خدايا و قتلاً في سبيلك فوفق لنا.
و اجعنا من الصادقين.